خوب شد کارد و ترنج ندادن دستم!

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

همه انگشتای دست چپم رو با هویه سوزوندم و ایضا همه انگشتای دست راستم رو با چسب حرارتی. هویه رو اولین بار بود دست میگرفتم، چسب حرارتی هم چون عجله داشتم برم خرید داغ داغ اضافه هاش رو میگرفتم. اون وسط مامان خانم هم به ازای هر اوف گفتن من میفرمودند «ایراد نداره در عوض یاد میگیری». آبجی جان هم در راستای همدردی میگفت «مثل مدینه شدی که همه انگشتاشو برید».

#یه مگه کوری خاصی تو کلامش بود اصلا. زین پس یادم باشه قدر «مگه عاشقی؟!» های مامان خانم رو بیشتر بدونم!
#دفترچه انتخاب رشته اومد. نمیشد اول نتیجه آزمون رو اعلام کنن ما خیالمون راحت بشه که از آخر اول شدیم و تمام :/

...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 0:01