بیچاره و بدبخت من

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

دیشب تنها دو رکعت نماز خواندم به انضمام یک دور ذکر تسبیحات. تنها همین. بماند که دو شب قبل همینش را هم نخواندم. بماند که فقط پنج تا از روزهایم را گرفتم و باقی را یا وسط روز از درد معده شکستم یا کلا نگرفتم. ختم قرآن پیشکش، قضا شدن نمازم وسط ماه مبارک که دیگر اوجش بود. اعتکاف را که حرفش را هم نزنم خیلی بهتر است. چقدر برنامه ریزی کرده بودم برای خادمی.

ختم قرآن و اعمال شب قدر و جوشن کبیر و اعتکاف، هر چند مستحب موکد است اما از واجبات نبود. برای منی که از هفت سالگی روزه گرفته ام جمله «وجوب روزه به شرط بیماری از فرد ساقط می شود» شکنجه مدام است. نماز را وقتی جانباز قطع نخایش روی تخت اول وقت میخواند من باید سر بگذارم بمیرم اما باز دلخوشم به ادای قضایش. هیچ کدام اینها، هیچ کدامشان، قدر این فکر که این نتیجه کفران نعمت و ناشکری خیرات و نعمات بی حد و حساب رمضان قبل است آزارم نمی دهد. مادر هزار بار گفت ناشکری نکن ...

...
نویسنده : بازدید : 13 تاريخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 4:04

close
تبلیغات در اینترنت