
بماند که داعیه داران آزادی و دموکراسی و مبارزه با تحجر و افراط گرایی و تندروی دیشب ریختن ستاد سید و بچه ها رو زدن اما خدا وکیلی یکی به این دوستان بگه دیگرزنی میکنید فدا سرتون ولی دیگه خودزنی نکنید. این دوره مجری انتخابات وزارت کشور شیخ دکتر حسن خان ر...
ادامه مطلب
استادمون پیام تبریک ارسال بنمودند. همون استادی که چند روز قبل +این پیام رو صادر نموده بودند. به هر حال من از خوشحالی شون خوشحالم. #جدای شوخی تبریکات ما رو پذیرا باشید پیرامون مشارکت 80 درصدی در انتخابات. #ی سوالی که ذهنم رو درگیر کرده بود از او...
ادامه مطلب
حالا دست و جیغ و ترقه قبول ولی چرا زوزه میکشن و عوعو میکنن؟ #به ازای هر زوزه و ترقه مادر جان ی نفرین نثارشون میکنه هر چند که اینا بیشتر به دعا جهت شفا نیازمندند به نظرم #راستی اولین طعنه پرزیدنت را هم دریافت کردیم ما 16 میلیون نماد «خشونت». علی برکت الله...
ادامه مطلب
دو جمله بالا رو بارها و بارها از آقای پدر و مامان خانم شنیدم و صد البته بارها و بارها درست بودنش رو به چشم دیدم. اونهایی که بیشتر حرص و ولع خوردن دارند از ترس قحطی و اونهایی که جان دوستند از ترس مردن میمیرند. امروز پیام یکی از اساتیدم رو برای دعوت ب...
ادامه مطلب
نوشته بود بچه کوچیکش اومده و ناغافل پریز رو کشیده. سیستم خاموش شده و مطلب مهمش رو باید از اول دوباره تایپ کنه. نوشته بود از سختی کنترل خشم در لحظه خراب کاری بچه ها تا خدای نکرده در آنی یک لطمه و ضربه جسمی یا روحی دائمى برای بچه ایجاد نکنه.امشب که استکان چای رو ریخت روی فرش یادش افتادم.#کی بود؟...
ادامه مطلب
صدام که با حمایت آمریکایی ها شیر شده بود برای حمله به ایران، میگفت یک هفته ای میرسیم به تهران و کار این حکومت رو تموم میکنیم. صدام نه تنها تهران رو ندید بلکه ارتش تا بن دندان مسلحش سی و پنج روز برای گرفتن خرمشهر زمینگیر شده بود. سی و پنج برای خرمشهری که پاس خیانت بنی صدر ، تنها خدا رو داشت. سی و پنج روز مبارزه تن و تانک. سالها بعد آمریکایی ها دوباره نشستند به شیر کردن چند روباه بدبخت دیگه و این بار در گوششون میگفتند کار اسد یک ماهه تمومه. +این رو که نوشتم با خودم گفتم یکی نیست به این آمریکایی ها بگه به شما چه که ردپای نحس جنگ و غارتگری تون تو همه جای دنیا هس...
ادامه مطلب
داشت روضه علقمه میخوند که باز ذهنم شروع کرد به خوندن روضه سیاسی برای دلم.خنده م گرفت، از اون خنده های غم انگیزتر از گریه.یکی میگفت گریه برای امام شهید راحتتره تا امام زنده.راست میگفت.اما اون وقت چه فرقی بود بین چای روضه و قیمه نذری با سفره افطاری کاخ سفید به میزبانی اوباما ؟*اصل روضه...
ادامه مطلب
ازش عصبانی ام، خیلی خیلی هم عصبانی ام. بابت تمام روزهایی که میگفتم بیا با هم بریم بیرون تا پارک یا میخوام ی چیزی بخرم بیا تو هم ببین ، و جواب تمام خواهش ها و التماس هام "وقت ندارم" و "به مشتری قول دادم" بود. بابت روزهایی که مشتری ها خیلی مهم تر از من بودند، اما حالا یهو من مهم شدم، اونقدر که ی هفته به خاطر من در مغازه رو میبنده، اونقدر که از بیمارستان گرفته تا مطب و آزمایشگاه رو خودش میگه "من باهاش میرم". اونقدر که حتی امروز نذاشت تنها برم نوبت آندوسکوپی بگیرم. از مطب که میایم بیرون دستم رو از دستش میکشم بیرون و میرم تو پیاده رو. میگه " حالا این دختر چرا مثل با...
ادامه مطلب