مدتها بود دلم میخواست بگم مثل بچگیهام بابا دستمو بگیره و سرمو ناز کنه و مامان موهامو شونه کنه. حتی دلم میخواست بدونم اگه پیدام نباشه کی اول میپرسه کجایی.
ظهر عید قربان که به خاطر خونریزی معده اورژانسی بستری شدم و کارم به تزریق خون کشید نگفته ب تمام خواسته هام رسیدم.
الهی شکرت که
حاجت روام کردی
من زنده ام الحمدلله
برچسب: حاجت روا شدن سریع,حاجت روا شده ها,حاجت روا شدم,حاجت روایی سریع,حاجت روا شدن,حاجت روا,حاجت روایی,حاجت روایی با حدیث کسا,حاجت روايي,حاجت روایی با زیارت عاشورا,
نویسنده: آرمان خلیلی
تاريخ: دوشنبه
29 شهريور
1395 ساعت: 11:00